تبليغاتX
جک 99
جوك  
می دونی چرا تشک رو قبل از دوختن با چوب می زنن ؟چون بعدا هر چی دید صداش درنیاد.

 

2- ترکه کدو تنبل میخره  میگذاردش کلاس تقویتی.

 

3- دختر و پسر جواني باهم توي پارک راه مي رفتند. دختر به پسر گفت عزيزم  اگر اين درخت کاج مي توانست حرف بزند، درباره ما چه مي گفت؟ پسر: مي گفت من کاج نيستم، بلوطم احمق جان! 

 

4- به پنگوئنه ميگن آرزوت چيه ؟ ميگه : يه عکس رنگي از من بگيرن!!!

 

5- بچه اصفهونیه میاد میگه بابا امتحانو 20 شدم . باباش میزنه تو گوشش میگه با 10 هم قبول میشدی حتما باید اینهمه خودکار حروم کنی؟

 

6- بيچاره مردا : وقتي بدنيا ميان همه حال مامانشونو ميپرسن - وقتي ازدواج ميکنن همه ميگن چه عروس قشنگي- وقتي ميميرن همه ميگن بيچاره زنش

 

7- دختر و پسره داشتن با هم قايم باشک  بازی ميکردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستی منو پيدا کنی بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستی منو پيدا کنی من زير راه پله قايم شدم !

 

8- این جک نیست ::: آدما مثل يه كتاب مي مونن كه تا وقتي تموم نشن براي ديگران جذابن پس سعي كن خودتو جلوي ديگران تند تند ورق نزني تا زود تموم بشي براي اينكه وقتي تموم بشي مطمئن باش مي رن سر يه كتاب ديگه!

 

9- راننده ای که با پوپک گلدره تصادف کرد دیشب اعتراف کرد که از آقای شوکت پول گرفته

 

10- خودکار قرمزه باباش میمیره تا چهل روز مشکی مینویسه

 

11- کبوتر مست می کنه بجای نامه ایمیل میبره

 

12- یه روز ترکه می ره بالای پل عابر پیاده داد می زنه می گه حالا اخر ما نفهمیدیم آخه شما که می دونید اینجا رود خانه نیست پس چرا پل زدید

 

13- یه روز ترکه میره عروسی تو عروسی برف شادی میزنن ترکه سرما میخوره

 

14- شرکت نوکيا براي رفاه حال اس ام اس نويسان محترم ايراني يک گوشي جديد طراحي کرده که با فشردن تنها يک دکمه مي نويسه "يه روز يه ترکه

 

15- به تركه ميگن: @ يعني چي؟ ميگه: اي دورت بگردم

 

16- یه اصفهانیه به باباش میگه : بابا چرا ما مثل بقیه با کشتی صفر نمیکنیم ؟ بابا میگه : خفه شو شناتو بکن

 

17- اگه گفتید چه جوری میشه اصفهانی رو زجر داد: ببندیش به تیر برق وبهش بگیه کوچه اونطرفی شام میدند

 

18- از يکی ميپرسن گشنگي سخت تره يا عاشقي ؟ ميگه از قديم گفتن گشنگي نكشيدي كه عاشقي يادت بره ولي شما تا حالا تو خيابون دستشوئيت نگرفته كه جفتش يادت بره؟؟؟؟

 

19- يه روز يه تركه ميخوره به يه تير برق ميگه چه يك بزرگي!

 

20- تركه كيس كامپيوترش رو ميبره نمايندگي و ميگه: آقا اينو براي ما تعمير كنين، مسئول پذيرش ميگه: چه مشكلي داره؟ تركه ميگه: والا نميدونم چرا چند روزه جا ليوانيش بيرون نمياد

 

21- به ترکه می گن در روز نون چی می خوری؟ می گه صبح 2 لواش ظهر 1 تافتون بعد ظهر 4 تا سنگک شب هم 2 تا لواش!! میگن : پس بربری کی می خوری؟ می گه پس فکر کردی اونارو با چی می خورم؟

 

22- ترکه ميخواد به دختره تيكه بندازه ميگه در قلب مني هرگز...  

 

23- تركه ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه،هرچي ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه! تركه ميگه: نه بابا، ايلده همين پنج دقيقه پيش روشن شد!!!

 

24- به تركه ميگن چرا ترك شدي؟!‌ ميگه: ايلده جوون بوديم، ايمكانات كم بود، پيش اومد ديگه!‌ ميپرسن: پس چرا لر نشدي؟ ميگه: نه بابا، ديگه اونقدرها هم ايمكانات كم نبود!!!

 

25- يه روز يه پيرزنه همه دندوناشو ميكشه به جز يكيش، ازش ميپرسن: چرا اون يكی رو نكشيدي؟ ميگه: آخه ننه، مي‌خوام چادرمو باهاش نگهدارم

 

26- میگن علی دایی رو تو پلی استیشن هم نمیشه تعویض کرد

 

27- دعاي روز 31 رمضان : خدايا چي ميشد که ماه رمضونم مث جام جهاني هر 4 سال يه بار تکرار ميشد اونم تو کشوراي ديگه ؟؟ هان؟

 

28- يارو ميره ديوونه خونه ميبينه همه تو صف واستادن دارن يكي‌يكي تو يه سوراخه نگاه ميكنن بعد دوباره ميرن ته صف واميسن. يارو كنجكاو مي‌شه ببينه تو سوراخه چه خبره، خودش هم ميره تو صف واميسه و تو سوراخه رو نگاه ميكنه هيچي نميبينه، يه بار ديگه تو صف واميسه بازم هيچي نميبينه،‌ از يكي ميپرسه: شما چي رو نگاه ميكنين؟ من كه هر چي نگاه ميكنم هيچي نميبينم. يارو بهش ميگه: برو بابا دلت خوشه! ما دو ساله داريم اين تو رو نگاه ميكنيم هنوز هيچي نميبينيم، تو ميخواي با دو بار نگاه كردن چيزي ببيني؟!!

 

29- تركه مي ره امتحان گواهي نامه بده چند بار رد ميشه بعد تو راه پليس جلوش رو مي گيره مي گه گواهي نامه تركه مي گه دادين كه مي خواين

 

30- بچه تركه ميگه بابا چرا به ما ميگن خر ، باباش ميگه : نميدوني ؟ ميگه :نه . تركه ميگه :خوب برو يه قابلمه با يه چوب بيار . بچه ميره مياره. تركه با چوب ميزنه رو قابلمه ، يه دفعه بچه تركه ميگه : إه با با دارن در ميزنن. تركه ميگه حالا فهميدي چرا به ما ميگن خر . پسره ميگه نه .تركه ميگه خوب پس حالا اين چوب رو بگير تا من برم در رو وا كنم

 

31- میدونین ترکها به 750 گرم چی میگن؟ میگن نیم کیلو و نیم  

 

32- هواپيما داشت سقوط مي کرد همه داشتن جيغ ميزدن به جز يه ترکه ! ازش مي پرسن چرا تو ساکتي ؟ ميگه : ماله بابام که نيست بذار سقوط کنه

 

33- يه وزنه محکم از بالاي يه ساختمون مي افته روي پاي يه اصفهاني،  اصفهاني داد ميزنه:آخ! کفشم، اوخ!

 

35- یه روز يه مردي در اصفهان در يه خانه اي را ميزنه و مقدار آب براي رفع تشنگي درخواست ميكنه دختر بچه اي دم در ميايد و يك كاسه دوغ خنك به مرد ميده ، وقتي مرد تا آخر دوغ را سر ميكشد به دختره ميگه كوچولو شما هر كه درب خانه تان را بزنه و آب بخواهد بهش دوغ خنك ميديد دختر بچه ميگه نه بابا ديشب مهمان داشتيم دوغ درستكرديم منتها سوسك افتاد توش براي همين چون مي خواستيم دور نريزيم داديم شما خورديد ، با شنيدن اين حرف مرد عصباني ميشه و ميزنه كاسه دوغ را ميشكنه، آنوقت دختر داد ميزنه و ميگه مامان - مامان اين آقائه زد كاسه غذاي سگمان رو شكست.

 

36- ترکه ميره مکه برعکس همه طواف ميکنه... بهش ميگن چرا برعکس طواف ميکني؟ ميگه شما از اون ور دنبالش کنين ؛ من از اين ور ميگيرمش

 

37- بچه یه اصفهانی شکم درد میگیره میبرنش بیمارستان دکتره بعد از عمل از اتاق عمل میاد بیرونو میگه الحمد و لله عمل با موفقیت انجام شد و ما این سکه 5 ریالی رو از شکم بچه در اوردیم اصفهانیه میره جلو میگه آقای دکتر اول 5 ریال ما رو بدین حسابمون با هم قاطی نشه .  

 

38- یه ترکه میاد تهران یه دونه پرشیا  نقره ای صفر می بینه میزنه شیشه هاشو خورد می کنه صاحبش می گه چرا این کارو کردی؟ مگه مرض داری؟ ترکه می گه اه مال تو بود فکر کردم مال شوکته

 

39- يه دفعه یه آبادانيه تو بيابون گم ميشه ، و داشته از تشنگی ميمرده .... خلاصه هی ميگفته آب آب آآآآآ آب .... يه دفعه ميرسه به يه چشمه دستاشو ميزنه تو آب ميکشه به موهاش ميگه آخيــــــــــش ، وُلک  راحت شدم تيپ موهام خراب شده بود  داشتم ميمردما

 

40- یارو يه زن حامله رادر اتوبوس ميبينه و به او ميگه : خانم اين چيه؟ خانومه ميگه : معلومه بچه ام است ديگه .یارو ميگه : دوستش داري؟خانومه : آره خوب، خيلي. ميگه : پس چرا قورتش دادي

 

41- تركه موبايل ثبت نام مي كنه .. تو دلش مي گه خدا كنه نوكيا باشه ...

 

42- به يه ترکه ميگن چرا تو هر وقت ميري دستشويي در رو نمي‌بندي؟ ميگه نه بابا، مي‌خواي من در رو ببندم که تو بياي از سوراخ کليد نگام کني؟

 

43- یکبار یه اصفهانی خونش آتیش میگیره یه تک زنگ به آتش نشانی می زنه  

 

44- ترکه لامپ خونش می سوزه بهش پماد سوختگی می زنه

 

45- یك تركه عاشق مي شه براي خر همسايه ايجاد مزاحت مي كنه

 

46- یه اصفهانی با برق خونه همسایشون خودکشی میکنه

 

47- يه خروسه ميره بالاي ديوار بعد از تو كوچه يه ماشين مرغي رد مي شه ميگه :بچه ها بياين سرويس دخترا اومد

 

48- ترکه نون بربري مي خره از جلو لواشي رد مي شه مي بينه نونها دارن تو دستگاه مي چرخن مي گه: اقا چقدر مي گيري اين بربري منم يه دور سوار بشه؟

 

49- یه ترکه داشت با یه خره شطرنج بازی میکرد یکی دیگه رد میشه میگه عجب خر باهوشی ، ترکه میگه زیاد هم باهوش نیست یک یک مساوی هستیم.

 

50- يه تهرانيه ميره خواستگاري، پدر دختره ميپرسه: خونه داري؟ ميگه: نه! ماشين داري؟ نه! كار داري؟ نه! پدر دختره شاكي مي‌گه: پس چي داري كه اومدي خواستگاري؟ تهرونيه ميگه: پشت مو رو داشته باش.

 

51- يه روز يه مجلس عزا داري بوده بين ترک ها و لر ها شيخ مي گه : برقها رو خاموش کنيد مي خوام ببرمتون کربلا . وقتي برقها مي ياد مي بينن لر ها چمدون به دستن . مي پرسن پس ترکها کجان؟ مي گن اونا تو ترمينال منتظرن

 

52- ازعلي دايي علت کمر دردش رو مي پرسند ميگه خودتون هم 90 دقيقه بازي رو سر پا تماشا کنيد کمرتون درد مي گيره

 

53- چهارتا مورچه مي رن حموم بعد 2تا ميان بيرون اگه گفتین  اون 2تا چي ميشن؟

 مي چسبن به صابون

 

54- جشنواره فيلم اصفهان 1- دو نفر با يك تخم مرغ ! 2- تا حالا موز خوردي؟ ! 3- 10 نفر زير يك چتر ! 4- من هوشنگ 15 تومان دارم ! 5- ديشب باز هم پيتزا خوردم

 

55- بر سنگ سفيد نشسته بودم و شوق حضورت را مشتاقانه ميطلبيدم بادي وزيد و تو آمدي سيفون را کشيدم و آب ترا برد.

 

56- سمنانیه کارت اینترنتش تموم میشه میندازتش تو آب جوش

 

57- مژده مژده المپيک حوزه علميه قم آغاز شد!

از علاقه مندان دعوت مي شود در رشته هاي :

1- طناب زني با عمامه

2- پرش از حوض با عبا

 3- پرتاب مهر

 4- وضو سرعتي

 5- دو صد متر با نعلين

6- نماز استقامت

 7- خوردن لوبيا و نگه داشتن وضو

 8- بالا رفتن از منبر با چشم بسته شرکت نمايند.

ضمنا به برندگان به قيد قرعه يک دست عبا ضد گلوله مع عمامه و مدال منقوش به تمثال مقام معظم رهبري به رسم يادبود اهدا خواهد

 

58- به تركه مي گن يك واحد كوچكتر از مثقال بگو ميگه چوس مثقال

 

59-اخبار اعلام كرد كه امسال چون دوتا ماه تو آسمون رويت شده (خود ماه و انوشه انصاري) ماه رمضان يك ماه تمديد خواهد شد.

 

60-تركه بچش بعد عيد فط به دنيا مياد اسمشو ميذاره پسفطرت..

 

دوستان ميتونيد تو ادامه مطالب هم چند يه متن خوشكل طنز رو بخونيد..

 

اين هم يه مطلب درباره طريقي نمره گرفتن...........

 

 

حالت اول : رابطه بین نمره و دانشجو با فعل شدن صرف میشه . مثلا فیزیک ۱۷ شدم.

(آفرین گل پسر درس خون)

حالت دوم: این حالت با فعل دادن صرف میشود . مثلا ریاضی بهم ۸ داد .

( مرتیکه عوضی اصلا راه نمیده.)

حالت سوم : این حالت با فعل گرفتم بیان میشود . مثلا این فیزیک بلاخره یه دونه ۱۰گرفتم . 

( دهنم صاف شد .)

 

در همین راستا چند حالت برای کسب نمره هم وجود داره :

 

۱ـ روش کسب نمره قبل از امتحان : بچه ها سه بار از کل کتاب ها رو دوره میکنید . بعد سه بار دیگه از

روی اونها مرور میکنید . بعد سه بار از روی اونها رونویسی میکنید. بعد سه بار اونها رو حفظ میکنید . بعد

 سه بار اونها رو از بر میکنید . مطمین باشید که نمره خوب میگیرید .

( اگه دیگه نمره خوب نگرفتی انصافا برو ترک تحصیل کن . ملت علاف موندن)

 

 ۲ـ روش کسب نمره موقع امتحان : همون قصه همیشگی ابر و باد و مه و خورشید و فلک که دست به

دست هم میدن تا امدادهای غیبی برسه و شما نمره بگیرید . که البته این مبحث بسیار تخصصی بوده و

 انواع روش ها و شگردهای بروز این مبحث توسط اساتید مجرب بعدا نوشته خواهد شد.

( مراقب باش گیر نیفتی اخوی ) 

 

۳ـ روش کسب نمره بعد از امتحان : این روش مخصوص مخ زن های عزیز میباشد اگه تو این حرفه تبحر

دارید کارتون درسته درسته . برید و یه تیلیت مغز اساسی از مخ استاد و معلم و هر کسی که میتونه

نمره رو بهتون بده درست کنید . اگه زن بود که سعی کنید یه جور ازش راه بگیرید . اگه هم مرد بود سعی کنید بهش راه بدید.

(نمره ۷ میگیره میره دو ساعت با استاد مذاکره میکنه با ۱۸ میاد بیرون.)

 

 

دوستان ميتونيد تو ادامه مطالب هم يه متن خوشكل طنز رو بخونيد..

 

يادت نره..........يادت نره

تو قسمت نظرات وبلاگ 22 جوك مشتي خوشكل گذاشتم توي اولين نظر .

از اينايي كه اينجاست هم خوشكل تره . جدا برو ببين .

وقتي رفتي اونجا نظر هم يادت نره.

ببين سر كار نيستي اگه نبود نظر نده.

ما رو فراموش نكنيد دوستان واسه ما هم جوك بفرستيد.

به اميد ديدار...

|+|
نوشته شده توسط محمد رضا بحرانی در یکشنبه دهم دی 1385 و ساعت 7:34 بعد از ظهر
mi118.com